X
تبلیغات
یادها و خاطره ها

یادها و خاطره ها

بیوگرافی مهوش

 

 

مَهوَش(تولد: سال؟ بروجرد - مرگ: ۱۳۳۹ تهران) یکی از خوانندگان زن ایرانی در سبک موسیقی عامیانه در اوائل سده ۱۴ خورشیدی بود. این خواننده از خوانندگان لاله‌زاری بشمار می‌آمد و از چهره‌های کاباره‌ای تهران بود. مهوش در آغاز در نیمه‌کاباره‌ها برنامه داشت ولی بعدها در نخستین کاباره تهران یعنی کافه جمشید به روی صحنه رفت.

نمایش‌های او بر روی صحنه شمار زیادی از افراد معروف به اوباش را به خود می‌کشید که باعث جنگ و جدال میان این افراد نیز بود. از جمله، بزرگ‌ترین دعوا در کافه جمشید میان گروهی به نام هفت‌کچلان با دیگر اوباش، بر سر مهوش، اتفاق افتاد. مهوش در چند فیلم سینمایی نیز بازی کرد

 

 زندگینامه

مهوش در اوائل سده ۱۴ خورشیدی در بروجرد به دنیا آمد. کودکی را در همین شهر گذراند اما در نوجوانی با خانواده به تهران رفت. وی در تهران به یکی از گروههای موسیقی شاد و محفلی پیوست که به اجرای موسیقی زنده در مجالس عروسی و کافه ها می پرداخت. مهوش بعدها با یکی از اعضای همین گروه به نام حسن زاده ازدواج کرد. حسن زاده نوازنده ویولون بود و بعدها مهوش را در کافه های مختلف همراهی می کرد. صدای خوش و رقص هنرمندانه مهوش باعث شد تا پای وی به کاباره های معروف تهران باز شود. مهوش بعدها به هنرپیشگی در فیلمهای آن زمان (فیلمفارسی) نیز پرداخت که برای وی شهرتی در سطح کشور به دست آورد .[1].


مهوش در یک حادثه رانندگی کشته شد و این خبر رکورد جدیدی از فروش روزنامه در ایران آن زمان را بجای گذاشت.

پس از درگذشت مهوش، معلوم گشت که وی بخش اعظم درآمد خود را صرف نیکوکاری می‌کرده و هزینه ده‌ها کودک یتیم را تقبل کرده بوده.[2]

بازیگری:

آواز:

رقص:

  • ۱ - گل گمشده (۱۳۴۱)

 

پانویس‌ها

  1. ^ وب‌گاه بروجرد
  2. ^ ایران‌بحث

 پیوند به بیرون

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع مهوش | لینک ثابت


بیوگرافی شهپر

 

شهپر امیرابراهیمی خواننده قدیمی و مردمی رادیو ایران و بازیگر پرطرفدار تئاترهای خیابان لاله‌زار و سینمای ایران در دهه چهل خورشیدی است. وی در تاریخ ۲ ژانویه ۲۰۰۸ میلادی، (۱۲ دی ۱۳۸۶) در سن هفتادسالگی در شهر مالمو، سوئد درگذشت.[۱]

شهپر در طول سال‌های دهه چهل خورشیدی، همراه با مهوش و آفت، یکی از سه خواننده عامه‌پسند و پرطرفدار ایران به ‌شمار می‌آمد

 

 بازیگری

شهپر در طول سال‌های فعالیت خود در سینمای ایران، در کنار بازیگران معروف وقت سینمای ایران از جمله بهروز وثوقی، پوری بنایی، گوگوش، آذر شیوا، بهمن مفید، پرویز صیاد، تقی ظهوری، میری، عارف، فروزان، فریبا خاتمی، ایرج قادری، منوچهر وثوق و مستانه جزایری ایفای نقش کرد.[۲]



 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع شهپر | لینک ثابت


بیوگرافی ایرج قادری

 

ایرج قادری در گذشت

ایرج قادری در اردیبهشت ۱۳۹۱ به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و به دلیل همین بیماری در ساعت چهار صبح ۱۷ اردیبهشت ماه درگذشت.[خاکسپاری ایرج قادری طبق خواست همسرش در همان روز مرگ او (۱۷ اردیبهشت) و در یکی از امامزاده‌های کرج (آرامگاه بهشت سکینه) برگزار شد. طبق وصیت ایرج قادری کلیه هزینه مراسم و یادبود وی به موسسه حمایت از کودکان سرطانی اهدا گردید[۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تصاویر مجلس ترحیم ایرج قادری با حضور فرزندانش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیوگرافی:

متولد 1314 تهران
مدرک تحصیلی: تحصيلات ناتمام در رشته داروسازي
آغاز فعالیت سینمایی: از سال 1334 با بازي در فيلم « چهار راه حوادث » (ساموئل خاچيكيان)

......................................................

مجموعه آثار:

- چشمه آب حيات (۱۳۳۸)
- ماجراي جنگل (۱۳۳۹)
- گلي در شوره زار (۱۳۴۰)
- ور پريده (۱۳۴۱)
- تار عنكبوت (۱۳۴۲)
- نيرنگ دختران (۱۳۴۳)
- بن بست (۱۳۴۳)
- فرياد دهكده (۱۳۴۴)
- مأمور دو جانبه (۱۳۴۵)
- داغ ننگ (+ کارگردانی، ۱۳۴۴)
- دو انسان (۱۳۴۵)
- ليلاج (+ کارگردانی، ۱۳۴۵)
- شاهراه زندگي (+ کارگردانی، ۱۳۴۷)
- بسترهاي جداگانه (+ کارگردانی، ۱۳۴۷)
- سوگند سكوت (+ کارگردانی، ۱۳۴۸)
- رابطه (+ کارگردانی، ۱۳۴۸)
- سكه شانس (فقط کارگردانی، ۱۳۴۹)
- خشم عقابها (+ کارگردانی، ۱۳۴۹)
- نقره داغ (+ کارگردانی، ۱۳۵۰)
- جان سخت (+ کارگردانی، ۱۳۵۰)
- براي كه قلب ها مي تپد (+ کارگردانی، ۱۳۵۰)
- عطش (+ کارگردانی، ۱۳۵۱)
- اتل متل توتوله (+ کارگردانی، ۱۳۵۱)
- بيقرار (+ کارگردانی، ۱۳۵۲)
- بي حجاب (+ کارگردانی، ۱۳۵۲)
- قفس (+ کارگردانی، ۱۳۵۳)
- موسرخه (فقط بازیگری، عبدالله غیابی، 1353)
- هوس (+ کارگردانی، ۱۳۵۴)
- هدف (+ کارگردانی، ۱۳۵۴)
- رفيق (+ کارگردانی، ۱۳۵۴)
- سينه چاك (+ کارگردانی، ۱۳۵۵)
- بيدار در شهر (+ کارگردانی، ۱۳۵۵)
- بت (فقط کارگردانی، ۱۳۵۵)
- سرسپرده (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- دو كله شق (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- حكم تير (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- پشت و خنجر (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- برادر كشي (+ کارگردانی، ۱۳۵۷)
- لبع تیغ (فقط بازیگری، کامران قدکچیان، 1357)
- دادا (+ کارگردانی، ۱۳۶۱)
- برزخي ها (+ کارگردانی، ۱۳۶۱)
- تاراج (فقط کارگردانی، ۱۳۶۳)
- مي خواهم زنده بمانم (فقط کارگردانی، ۱۳۷۳)
- نابخشوده (فقط کارگردانی، ۱۳۷۵)
- پنجه در خاك (فقط کارگردانی، ۱۳۷۶)
- طوطيا (فقط کارگردانی، ۱۳۷۷)
- شهرت (فقط کارگردانی، 1378)
- سام و نرگس (فقط کارگردانی، ۱۳۷۹)
- چشمان سياه (فقط کارگردانی، ۱۳۸۱)
- آكواريوم (+ کارگردانی، ۱۳۸3)
- محاكمه (+ کارگردانی، ۱۳۸۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع ایرج قادری | لینک ثابت


بیوگرافی اذر شیوا

 

 

نام:  آذر شیوا

تاریخ تولد: 1319

...............................................

- متولد سال 1319 در تهران

- دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم پرستاری

- فعالیت در رادیو (1337)

- فعالیت در زمینه دوبله (1338)

- کناره گیری از فعالیت های سینمایی در اعتراض به شرایط حاکم بر سینمای ایران (1350)

آهنگ دهکده (1340)

پرستوها به لانه باز می گردند (مجید محسنی - 1342)

قهرمان قهرمانان (سیامک یاسمی - 1344)

چرخ فلک (صابر رهبر - 1346)

زیر گنبد کبود (1346)

سلطان قلبها (محمدعلی فردین - 1346)

روسپی (عباس شباویز - 1348)

قصر زرین (محمدعلی فردین - 1348)

یاقوت سه چشم (1349)

درختها ایستاده می میرند (1350)

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع اذر شیوا | لینک ثابت


بیوگرافی بهمن مفید

 

 

زندگی نامه بهمن مفید

متولد 1321 در تهران. فارغ التحصيل رشته تئاتر از دانشكده هنرهاي دراماتيك. مفيد بازيگري در تئاتر را از كودكي آغاز كرد و در نمايشنامه هايي كه پدر و برادرش كارگرداني مي كردند، روي صحنه رفت. او بازيگري سينما را از سال 1348 و با فيلم «قيصر» (مسعود كيميايي) آغاز كرد.

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع بهمن مفید | لینک ثابت


بیوگرافی داریوش

 

 

 

داریوش اقبالی از خود می گوید:


15 بهمن 1329 در تهران به دنیا آمدم و از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛ هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه شدم.

پس از انقلاب اسلامی و به دنبال کشتار، خونریزی، و خفقان حاکم بر سرزمین ام، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بی انتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم. گذری کوتاه به کارنامه 35 ساله ام، نمایانگر فلسفه و پایه تفکرم در انتخاب راهی که در پیش گرفته ام می باشد.

از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.

امید دارم که در طلب آزادی و آرامش، و با پیام عشق و بهبودی، وطن را دوباره بسازیم؛ اگر چه با خشت جان خویش.
 

 

بیوگرافی داریوش
 
بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد.
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد.اوسالهای اولیه عمر خود را در میانه،کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست دارم"درقلب مردم جای گرفت.اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود.

داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطایی،قنبری وبیات است.این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.
کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس)و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجراء درآورده است.
داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است،همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.ترانه ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.

حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است،در فستیوال موسیقی،فیلم ورسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد.
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع داریوش | لینک ثابت


بیوگرافی سعید راد

 

 

 

 

نام: سعید راد

تاریخ تولد: 1323............................................... 

- متولد سال1323 در تهران.

- دارای مدرک تحصیلی دیپلم.

- فعالیت هنری با فیلمهای تبلیغاتی (1349)

- فعالیت هنری با خوانندگی (1338)

- شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم « فاتحین صحرا »

- شروع مجدد فعالیت بازیگری از سال 1381 با فیلم « دوئل »


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع سعید راد | لینک ثابت


بیوگرافی رضا بیک ایمانوردی

 

 

سال تولد : 1315

محل تولد : تهران

متوفی : 1384

تحصیلات : ابتدایی

تئاتر : از 1337

سینما : از 1340

شهرتش را مدیون نقش پیتر فالک در فیلم "معجزه سیب"( که با نام " گدایان

تهران" به کارگردانی "فردین" بازسازی شد) و صدای "منوچهر اسماعیلی"

است.

 

 

عمده فیلم ها : فریاد نیمه شب- یک قدم تا مرگ(1340). زمین تلخ- دلهره

(1341). طلاق(1342). دزد شهر- سرکش- ببر رینگ - ستاره صحرا-

گلهای گیلان- ضربت(1343). داغ ننگ- زن و عروسکهایش – سرسام-

جلاد- دنیای پول- عصیان- نبرد غولها- عذاب مرگ- نخاله قهرمان(1344).

شارلاتان- گدایان تهران- آقا دزده- مامور 114- مرد و نامرد- مقصر پدرم

بود- مرد سرگردان- میلیونر فراری(1345).علی بابا و چهل دزد- معجزه-

چرخ فلک- یکه بزن- میلیونرهای گرسنه(1346). پا برهنه ها- مرد روز-

بهرام شیردل- پنجه آهنین- دلاور دوران- لوطی قرن بیستم- قوس و قزح-

مرد دو چهره(1347). روسپی- تکخال- پهلوان پهلوانان(1348). صندلی

الکتریکی- لیلی و مجنون- دور دنیا با جیب خالی(1349).ایوب- یک مرد

و یک شهر- پهلوان قرن اتم- پهلوان مفرد- حیدر- فاتحین صحرا- قلاب-

دلقک- رضا چلچله- مبارزه با شیطان- مردان سحر(1350). کاکل زری-

احمد چوپان- بابا نان داد- حسن دینامیت- ضعیفه- ظفر- همیشه قهرمان-

مرد اجاره ای- گذر اکبر(1351).بندری- پاپوش- آخرین لحظه- قصه شب-

پسر خوانده- حریص- کاکا سیاه- کج کلاه خان- گدای میلیونر- گریز ازمرگ

- محبوب بچه ها(1352). آقا رضای گل- عروس پا برهنه- این دست کجه-

الکی خوش- گل پری جون- گروگان- میرم بابا بخرم- ناجورها- یاور(1353)

اسلحه- جنجال- چشم انتظار- حسرت- دو آقای با شخصیت- رانده شده- قسم-

زیبای پر رو- شبگرد- مرد نا آرام- نیزار(1354). تنها حامی-عنتر و منتر-

دلقک- شادیهای زندگی ما- غیرت- قرار بزرگ- مادر جونم عاشق شده- قادر

-هیولا(1355). دو کله شق- سکوت بزرگ- صبح خاکستر- عشق و خشونت

- کلام حق- کوچ- نان و نمک- واسطه - یکی خوش صدا یکی خوش دست –

همراهان- تپه 303(جانبازان ظفار)– (1356). خیابانیها- روزهای بی خبری-

سرنوشت- سرنوشت سازان- نفس گیر(1357). راهی به سوی خدا(1358).

 

 

 

 

 

 

 

وداع

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع رضا بیک ایمانوردی | لینک ثابت


بیوگرافی فرزانه تائیدی

 

 

فرزانه از کودکي عاشق هنر رقص باله بود . مدتي هم به کلاس باله رفت ولي زياد طول نکشيد که هنر بزرگ تاتر عشق حقيقي فرزانه شد . در سال هزار و سيصد و چهل و يک با شرکت در اولين نمايش زنده تلويزيوني ، او در اداره هنرهاي دراماتيک رسما کار در تاتر را آغاز کرد . پس از يکسال و اندي کا رتاترهاي تلويزيوني با پرويز کاردان هنرپيشه و نويسنده و کارگردان تاتر اداره هنرهاي دراماتيک ازدواج کرد . ثمره اين ازدواج کوتاه مدت پسرش کيوان ميباشد.

در طول پنج سال و نيم فعاليت در اداره هنرهاي دراماتيک فرزانه تائيدي در بيش از سي نمايشنامه تلويزيوني و صحنه در تهران و اغلب شهرهاي بزرگ و کوچک ايران شرکت داشته است .

فرزانه در سال هزار و سيصد و چهل و شش به همراه پدرش عازم امريکا شد . د رمدت اقامت پنج ساله در امريکا با شرکت در کلاسهاي شبانه کالج هاي معتبر کاليفرنيا که به کارگاه تاتر معروف است ، دوره کوتاه آموزشي چند ساله در مورد تاريخ غرب و بازيگري در صحنه را آموخت . فرزانه عقيده دارد که بيشترين تجربه ها را در آموختن هنر تاتر از ديدن نمايشنامه هاي مختلف بدست آورده است . در طول مدت اقامت خود در ايالت کاليفرنيا در شهر لوس آنجلس با حسين رجائيان کارگردان تحصيل کرده در رشته سينما در دانشگاه يو سي ال اي آشنا شد . رجائيان فرزانه را براي نقش اول فيلم خود انتخاب کرد و فرزانه را به ايران دعوت کرد.

فرزانه تائيدي در اوائل سال هزار و نهصد و هفتاد و دو به ايران بازگشت و فعاليت مجدد خود را در تاتر ادامه داد و کار در سينماي ايران را آغاز کرد. در اين دوره با بهروز به نژاد بعنوان زوج هنري در اغلب کارهاي تلويزيوني و سينمائي فعال بود که اين همراهي هنوز ادامه دارد.

پس از انقلاب اسلامي ، فرزانه تائيدي که در استخدام رسمي اداره برنامه هاي تاتر وزارت فرهنگ و هنر بود در سال هزار و سيصد و پنجاه و نه با حکمي از سوي وزارت ارشاد اسلامي از کار برکنار شد . دليل ذکر شده در حکم رسمي وزارت ارشاد اسلامي اينگونه نوشته شده بود : "براي پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي ، شما مازاد براحتياج مي باشيد و بديهي است که از اين تاريخ تمام حقوق و مزاياي شما قطع ميشود ". حکم به امضاي حسن حبيبي وزيروقت ارشاد اسلامي بود . در آنزمان جمشيد مشايخي رئيس اداره برنامه ها ي تاتر بود. در اين مورد فرزانه تائيدي ميگويد :" تا امروز که بيش از بيست و شش سال از انفلاب اسلامي ميگذرد اين را ميدانم که من اولين و تنها کارمند رسمي اداره برنامه هاي تاتر بودم که بدين گونه از کار برکنار شدم . بهر حال بر اساس قانون رسمي استخدام کشوري من هم ميبايست يا بازنشسته ميشدم و يا بازخريد . تمام سالهائي که کارمند رسمي وزارتخانه بودم حق بازنشستگي و حق بيمه ميپرداختم و ميبايست همه اين مزايا در نطر گرفته ميشد که نشد ! من تا امروز هم نميدانم که جرمم چه بوده است ؟".

فرزانه توانست مدت هفت سال و چند ماه در ايران اسلامي دوام بياورد و تا سال هزار و سيصد و شصت کار در تاترهاي لاله زار را ادامه داد و آخرين فيلم سينمائي خود بنام "ميراث من جنون " را بدون حجاب اسلامي کار کرد که فيلم مذکور در اکران عمومي با استقبال تماشگران روبرو شد اما به بهانه همزماني با تعطيلات مذهبي از اکران برداشته شد !!

و بالاخره بعد از هفت سال و چند ماه که فرزانه ممنوع الکار و ممنوع الخروج شده بود توانست با کمک و تلاشهاي يار و همکار زندگيش بهروز به نژاد در اوايل سال هزار و سيصد و شصت و پنج از طريق مرز شرقي ايران با شتر و با پاي پياده از کوير سيستان و بلوچستان بصورت قاچاق از ايران اسلامي فرار کند و خودش را به بندر کراچي در کشور پاکستان برساند و بالاخره به کشور انگلستان وارد شود. بعد از چند ماهي بهروز به نژاد، يار هميشگي او نيز به انگلستان آمد و تا کنون هر دو در لندن کار و زندگي ميکنند .

در سال هزار و نهصد و نود و چهار ، فرزانه به اتهام بازي در يک فيلم امريکائي! ( بدون دخترم هرگز ) از سوي رژيم حاکم بر ايران در ليست ترور قرار گرفت . در اين ليست نام ابوالحسن بني صدر( اولين رئيس جمهور بعد از انقلاب اسلامي ) و محسن دبيران( از اعضاي سازمان مجاهدين خلق ) نيز قرار داشت ، که قرار بود در مقابل پرداخت پول و اسلحه توسط IRA ( ارتش آراديبخش ايرلند) ترور شوند . توضيحات مربوط به اين ماجرا در اين تارنما فرار خواهد گرفت .

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع فرزانه تائیدی | لینک ثابت


زری خوشکام و علی حاتمی

 

 

 

علی حاتمی : پس از این زری فقط در فیلم های خودم شرکت خواهد کرد


علی حاتمی جوان ترین و کم سن و سال ترین کارگردان و سناریست سینمای فارسی که با ساختن اولین فیلم ریتمیک راهی تازه در سینمای ایران ارائه کرد ،از سه ماه پیش که با « زری خوشکام » ستاره یی که خیلی زود در سینما درخشید ودر فیلمهای متعددی شرکت جست ، ازدواج کرده است ،در سکوت فرو رفته بود و اثر جدیدی بوجود نمی آورد .

حاتمی در یک گفتگوی تلفنی به خبرنگار ما گفت :

- سکوت سه ماهه من بخاطر ازدواج با زری است که از این پس در کارهایم شریک خواهد بود .بزودی کارم را شروع می کنم و کارهای جدیدم از این پس از فرم فانتزی بیرون خواهد بود .و سناریوهائی را که نوشته ام بر روال تازه می باشد که باز در سینمای فارسی کار تازه ای خواهد بود

در فیلم های جدیدم « زری » نقش ستاره زن را به عهده خواهد داشت و کاراکتر او از این پس با گذشته اش فرق می کند .تهیه فیلم جدیدم که « خواستگار » نام دارد ،از چند روز پیش شروع کرده ام .نیمی از سرمایه این فیلم به عهده من است و زری هم نقش اول آنرا به عهده دارد .

حاتمی در مورد اینکه یکی از تهیه کنندگان از او خواسته است به اتفاق همسرش در فیلمی شرکت جوید و ایفای نقش کند گفت :

- بنظر من یک کارگردان نمی تواند هنرپیشه خوبی هم باشد ،چنانکه یک هنرپیشه هم کارگردان خوبی نخواهد بود ،یعنی هم بازی کند و هم کار گردانی .

البته چنانچه روزی سناریوئی که خودم نوشتم و مورد پسندم بود ،بشرطی که کارگردانی آن را دیگری انجام دهد به اتفاق زری در آن فیلم بازی خواهم کرد .

واما اینکه اخیرا شایع شده بود یکی از عکاسان مجله « پلی بوی »که معمولا عکسهای لختی چاپ می کند ،تعدادی عکس لخت و برهنه از زری خوشکام گرفته وحتی شایع بود این عکس ها درآن مجله چاپ شده و وقتی به تهران رسیده زری خوشکام و شوهرش همه نسخه های مجله را یکجا خریداری کرده اند تا در دست کسی نیفتد ،حاتمی در این باره گفت :

- این شایعه به هیچ وجه صحت ندارد ،هرگز همسر من قبل از ازدواج چنین عکس هایی نگرفته است .بعضی ها که از ازدواج من و او ناراحت هستند چنین شایعاتی را سر زبانها انداخته اند .

 

 

 

 

 



 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع زری خوشکام | لینک ثابت


بیوگرافی مرجان

 

 

مرجان

مرجان یکی از خواننده های  دهه 1350 می باشد که کار خود را در رادیو  ایران آغاز کرد. و ترانه های بسیاری خوانده است که تعدادی ازآنها بر روی صحفه درآن زمان به بازار آمد. وی در سال 1356 یک کاست بازخوانی ( آثار شیدا و عارف که قبلاً توسط خوانندگانی همچون مرضیه ، پوران ، الهه و....خوانده شده  بود.)از طرف کانون پرورش فکری کودکان با نام مستعار سیما مافی ها به بازار داد. و اگر می بینید که فقط از اثار سیما مافی ها همان یک کاست است بخاطر این می باشد که نام  هنری وی قبلاً مرجان بوده . و کسانی که علاقه مند به صدای  این خواننده هستند و می خواهند آثار بیشتری از ایشان جمع اوری کنند باید به ، مرجان( خواننده رادیو تلویزیون) مراجعه کنند.

نام اصلی سیما مافی ها( یا همان مرجان) شهلا روشن ضمیر می باشد که هم اکنون در کرج زندگی می کنند و بعد از انقلاب متاسفانه هیچگونه فعالیت هنری نداشته است .

فیلمهای که مرجان در ان ها بازی کرده است:
۱ - تكيه بر باد (۱۳۵۷)
۲ - تنها حامي (۱۳۵۵)
۳ - مادر جونم عاشق شده (۱۳۵۵)
۴ - چشم انتظار (۱۳۵۴)
۵ - زيباي پررو (۱۳۵۴)
۶ - هم قسم (۱۳۵۴)
۷ - همت (۱۳۵۴)
۸ - آقا مهدي وارد مي شود (۱۳۵۳)
۹ - جوانمرد (۱۳۵۳)
۱۰ - سلام بر عشق (۱۳۵۳)
۱۱ - هرجايي (۱۳۵۳)
۱۲ - سالومه (۱۳۵۲)
۱۳ - سراب (۱۳۵۲)
۱۴ - قربون هرچي خوشگله (۱۳۵۲)
۱۵ - كيفر (۱۳۵۲)
۱۶ - خانواده سركار غضنفر (۱۳۵۱)
۱۷ - ضعيفه (۱۳۵۱)
۱۸ - قدير (۱۳۵۱)
۱۹ - كاكل زري (۱۳۵۱)
۲۰ - مردان خليج (۱۳۵۱)
۲۱ - مردي در طوفان (۱۳۵۱)
۲۲ - مرغ تخم طلا (۱۳۵۱)
۲۳ - هميشه قهرمان (۱۳۵۱)
۲۴ - دلقك ها (۱۳۵۰)
۲۵ - شكار انسان (۱۳۵۰)
۲۶ - غلام ژاندارم (۱۳۵۰)
۲۷ - قلاب (۱۳۵۰)
۲۸ - از ياد رفته (۱۳۴۹)
۲۹ - سكه شانس (۱۳۴۹)
۳۰ - دنياي پر اميد (۱۳۴۸)

 

آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی مرجان به نام کویر دل

 

 

Track 01

Track 02

Track 03

Track 04

Track 05

Track 06

Track 07

Track 08

Track 09

Track 10

Track 11

Track 12

 

 

 


آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی مرجان به نام خاطره ها

 

 

01 Tekyeh Bar Bad

02 Gom-Shodeh

03 Sekehe Mah

04 Man Haminam

05 Hasood

06 Khooneh Khali

07 Ghomri

08 Ki Seda Kard Mano

09 Dooneh Dooneh

10 Parandeh

11 Kavire Del

12 Shekasteh

13 Ghesseh

14 Shokh

15 Jofte Soleyman

 

 

 


آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی مرجان به نام سکه ماه

 

 

Track 01

Track 02

Track 03

Track 04

Track 05

Track 06

Track 07

Track 08

 

 

 


آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی مرجان به نام شب های خط خطی

 

 

01 Biganeh

02 Arezoo

03 Ma'bood

04 Vadie Eshgh

05 Shab Haye Khat Khati

06 Ghesseh Ye Khab

07 Forsat Nashod

08 Tanha

09 Del Khoon

10 Rahaei

 


 

يه سري از عكسهاي قديمي مرجان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع مرجان | لینک ثابت


بیوگرافی شورانگیز طباطبایی

 

 

 

شورانگیزطباطبائی ،ستاره س.ک.س.ی و پرکار سینما چطورهنرپیشه شد و چگونه اوج گرفت.

  شورانگیز طباطبائی که قبلا با نامهای «شاپرک » و «کاترین» در فیلم ها بازی می کرد ،امروز پرکارترین ستاره ایرانی است .

 نیاز به چهره های تازه در سینمای ایران روز به روز بیشتر احساس می شود و این نیاز سبب می گردد بتدریج چهره های تازه ای در سینمای ایران ظهورکنند ،شورانگیزطباطبائی هنرپیشه ای است که تا قبل از ورود بکار سینما بعلت زیبایی خاصی که داشت بارها برای بازی در فیلم از وی دعوت بعمل می آمد ،اما سعی او آن بود که بتواند در فیلمهای برجسته تری شرکت کند .وی قبل از آنکه با نام «کاترین »بازیگر نفش نخست فیلم اکبر دیلماج گردد با نام « شاپرک »در جند صحنه از فیلم « خشم و خون »که هنوز بنمایش در نیامده شرکت جسته بود .اما بخاطر آنکه در آن فیلم نتوانسته بود کاری از خود نشان دهد ،از قبول نقش های کوتاه مدت بعدی خود خودداری نمود ودر انتظار فرصتی بود که بتواند با ایفای نقش نخست فیلمها برای خود موفقیتی بدست آورد .رودکی فیلم که با شرکت ارحام صدر ،ایرن ،ودیانا درصدد تهیه اولین دوره جدید فعالیت خود بود درجستجوی چهره جدیدی بود که بتواند نقش یک توریست خوشگل و تودل برو را ایفا نماید .بهمین جهت باآن که عده زیادی کاندیدای بازی در فیلم بودند ،تهیه کننده فیلم شورانگیز را انتخاب کرد واو با نام «کاترین »بازیگر نقش نخست فیلم شد .شرکت وی در این فیلم و نمایش آن سبب گردید که یک باره وی مورد توجه فیلمسازان قرارگیرد.بطوریکه بلافاصله نقش مقابل ناصرملک مطیعی را در فیلم «اوستاکریم ،نوکرتیم »عهده دار شد فروش سرسام آور فیلم "اوستاکریم ،نوکرتیم "در نوروز گذشته باعث شد که کاترین که اینک نام « شورانگیز طباطبایی »رابرای خود انتخاب کرده است .بصورت یک چهره روز درآید .بطوریکه وی بلافاصله قرارداد شرکت در شش فیلم را با فیلمسازان مختلف منعقدکرد و ناگهان دست مزدش از سی هزار ریال به سیصدهزار ریال ترقی نمود !«شورانگیز» اینک ستاره روز سینمای ایران است وهرماه یکی دو فیلم از وی به نمایش در می آید وتا نوروز امسال نیز وقت بازی در فیلم تازه ای را ندارد .بعداز نمایش فیلم اکبردیلماج از شورانگیز طباطبایی در طی هشت ماه گذشته فیلمهای اوستاکریم ،نوکرتیم ،کنیز ،این دست کجه ،دکتر و رقاصه ،آقارضای گل ،مرغ همسایه ،بنمایش درآمده است ودر این هفته نیز فیلم دروغگوی کوچولو از وی روی پرده است. شورانگیز در حال حاضر فیلم مردشب را به اتمام رسانده و مشغول بازی در فیلم چشمان بسته ، . و آقامهدی پاشنه طلا میباشد

 

 

 

 

برای دانلود کردن اهنگها روی نام اهنگ کلیک کنید

 

دانلود آهنگها

دل دیوونه

لیلا خانم

شب تار

مجنون نبودم

دنیای دروغی

نور محمد

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع شورانگیز طباطبایی | لینک ثابت


بیوگرافی پوری بنایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع پوری بنایی | لینک ثابت


بیوگرافی فروزان

 

(فروزان) در سال 1316 متولد شد. از سال 1341 با دوبله و گويندگي در نقش هاي دوم و سوم فعاليت خود را آغاز كرد و تا سال 1344 ادامه داد. از سال 1342 با بازي در فيلم هاي «ساحل انتظار» به كارگرداني سيامك ياسمي به عنوان بازيگر شروع به كار كرد و تا سال 1356 در سينما فعال بود. او در 58 فيلم بازي كرد و به عنوان نماد و نماينده «فيلمفارسي» و هويت زن در اين نوع فيلم ها شناخته شد

 

فروزان

 

فروزان در كارنامه مفصل بازيگري خود فقط يك فيلم با يك كارگردان موسوم به موج نو دارد: «دايره مينا» با داريوش مهرجويي (1354). اكثر فيلم هاي او آثار شاخص فيلمفارسي هستند؛ فيلم هايي مثل «انسان ها» (مهدي ميثاقيه،1343)، «گنج قارون» (سيامك ياسمي، 1344)، «شمسي پهلوون» (سيامك ياسمي، 1345)، «غروب بت پرستان» (اسماعيل كوشان، 1347)، «سرگذشت چهار درويش» (امين اميني، 1347)، «بهشت دور نيست» (اسماعيل رياحي، 1348)، «مالك دورزخ» (امير شروان، 1348)، «رام كردن مرد وحشي» (كمال دانش، 1349)، «حيدر» (فريدون ژورك،1350)، «ساحره» (كامران قدكچيان، 1351)، «ناخدا» (امير شروان، 1352)، «خداحافظ كوچولو» (رضا عقيلي، 1354) و «پشت و خنجر» (ايرج قادري، 1356) و تعداد اندكي فيلم متعلق به فيلم سازان موج سوم: «رقاصه شهر» (شاپور قريب، 1349)، «بابا شمل» (علي حاتمي، 1350)، «بدنام» (شاپور قريب، 1350)، «قلندر» (علي حاتمي، 1350) و «دشنه» (فريدون گله، 1351). فروزان همانقدر كه در سال هاي دهه 1340 در سينما فعال بود و عمده فيلم هايش را در فاصله سالهاي 1342 تا 1352 بازي كرد از 1353 به بعد فعاليت چنداني نداشت و فقط در دو سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. درباره او اين را هم بايد اضافه كرد كه در سال 1348 در نخستين جشنواره سپاس برنده جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن براي فيلم «تنگه اژدها» (سيامك ياسمي، 1347) شد.

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع فروزان | لینک ثابت


بیوگرافی سوزان

 

اهنگ با خنده هات قهرم

دانلود آهنگ

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع سوزان | لینک ثابت


بیوگرافی داریوش رفیعی

 

 

مزار داریوش رفیعی در آرامگاه ظهیر الدولهدر سال 1306در شهر بم کرمان به دنیا آمد.از 19 سالگی خوانندگی در رادیو را شروع کرد....هنر او از درد و تاملات روحی خودش مایه میگرفت.ردیفها را از خوانندگان قدیمی از جمله بدیع زاده فرا گرفت و به وسیله همین هنرمند به رادیو راه یافت. متاسفانه معلوم نیست که چرا بعضی از هنرمندان به مکیفات روی می آورند.این بلای خانمانسوز تباهی جسم و جان آنان را سبب می شود و هیچ طرفی هم از آن نمی بندند.متاسفانه عمر داریوش رفیعی هم بخاطر به دام افتادن در این بلا و بیماری کزاز خیلی کوتاه بود و در 31 سالگی در  2بهمن 1337 نقاب خاک کشید. 2بهمن امسال ،49 سال از تاریخ مرگ او میگذرد.

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع داریوش رفیعی | لینک ثابت


بیوگرافی رامش

 

 

 

متولد تهران در سال ۱۳۲۵, در خانواده اي با ۳ خواهر و يک برادر به دنيا آمد و تا سوم دبيرستان به تحصلات خود ادامه داد.
با برنامه گلها(یک شاخه گل)پا به عرصه خوانندگی گذاشت وبا اجرای زیبای که داشت بسیار مورد توجه قرار گرفت وگویا از شاگردان استاد مهرتاش میباشدکه تا چند به تنها ترانه هاي اصیل ميخواند.
وي ۵-۶ سال پس از فعاليت هنري خود, با پرويز مقصدي, که وي نيز به تازگي پاي به عرصه ي آهنگ سازي گماشته بود, و در همان آغاز در رديف چهره هاي برگزيده هنري قرار گرفته بود, سازماني داير کردند با نام "هارموني". اين دفتر به گفته ي خود رامش پاتوق خواننده هايي بود, چون رامش, که کاري برتر از سايرين ارايه ميدهند!
رامش در سالهاي پيش از انقلاب بيش از ۶۰۰ ترانه خواند, وي نيز ترانه هاي دو صدايي زيادي با خوانندگاني چون, رامين, ضياء اتاباي, امير رسايي و ... داشته.
خاص بودن ترانه هاي رامش به اين است که او تقلب نميکرد, هميشه کار جديد به بازار عرضه ميکرد, شخصا به خواندن ترانه هاي جاز علاقه ي بيش نسبت به ديگر سبک ها داشت, به گفته ي خود او که "در خواندن ترانه هاي جاز, يک نوع آرامش و نشاط حس ميکنم". از خوانندگان مورد علاقه ي رامش ميتوان اشاره اي به عارف و گوگوش داشت.
رامش در برنامه هاي مختلف تلوزيوني همچن چشمک (گوگوش شو), رنگارنگ, ميخک نقره اي (فريدون فرخزاد شو)و ... تعداد بسيار زيادي شو اجرا کرده, او از رقيبان گوگوش بود و به راحتي ميتوان گفت که وي پس از گوگوش بيشترين تعداد شوهاي تصويري داشته که در حال حاضر بسيار ناياب ميباشند.
در سالهاي پس از انقلاب رامش به مقدار زيادي خوانندگي را رها کرد, تنها فعاليت وي در زمينه ي آلبومي با نام مولانا با داريوش و فرامرز اصلاني بود. او به گونه اي از خوانندگي کناره گيري کرد به اين تلاش که زندگي اي به دور از دوربين ها و ذره بين ها با دختر خود بپردازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع رامش | لینک ثابت


بیوگرافی داریوش جاویدان

 

 

 

در مورد خودم و كارهايي كه در دست تهيه و اجرا دارم.نام و شهرت اصلي من سيد مصطفي موسوي است ، درهفت آبان 1325در كرمانشاه متولد شده و در خانواده اي مذهبي نشو و نما كردم ، بعلت حضور ذهن و قابليتهاي هنري در اكثر زمينه ها به ويژه مجسمه سازي ،خط و نقاشي ، شعر و نويسندگي ، تئاتر و موسيقي هميشه در اعياد ملي و مذهبي و جشن تحصيلي آخر سال شركت مي كردم . درسن 12 سالگي با همان خرجي روزانه پولي جمع كرده و سازي دست دوم خريدم و بدور از چشم مادر كه بر عكس پدر كه يك روحاني روشنفكر بوده وهست بدون راهنما و معلم پس از يكسال تمرين با خود توانستم علاوه بر نوازندگي شعر و آهنگي نيز به نام “هو يا علي مدد“ بسازم، با تشويق پدر در شب سيزده رجب روز تولد مولاي متقيان علي عليه السلام آنرا در جمعي كه مادر هم حضور داشت خواندم .و “مادر“ آنچنان تحت تاثير قرار گرفت كه ضمن دعاي خير گفت : حال كه عشق و علاقه به موسيقي هم پيدا كرده اي و بدون استاد و معلم چنين شعر و آهنگي ساختي و با ساز و آوازت مرا به ياد پدر شهيدم عاشق حاج علي اف انداختي كه چون تو ولي به زبان تركي از علي عليه السلام مي خواند ، ديگر نيازي نيست كه دور از چشم من باشي ، اطاق بالا را در اختيارت مي گذارم تا بعد از تكاليف مدرسه هر مقدار كه مي خواهي تمرين كني ، من از توجه و مهر ناگهاني مادر كه برايم تازگي داشت به گريه افتادم و اشك شوق ريختم ومادر در حاليكه با دستان زبر و پينه بسته اش كه در اثر كار زياد سفت و سخت و زبر چون سنگ خارا شده بودند سر و صورتم را نوازش مي  داد گفت : من نگران بودم ولي حالا دانستم ، تا عمر داري با همين سازت در خدمت علي عليه السلام و آل علي خواهي بود ، گريه نكن پسرم ، به تو افتخار مي كنم و براي هميشه شيرم را به تو حلال كردم ، كساني كه در مناطق عشايري زندگي مي كنند مي دانند كه معني اين حرف آن هم از زبان مادري پر ابهت و سخت گير و متعصب چقدر شيرين و افتخار آفرين است وهمين حرف به موقع مادر نقش بزرگي در سر نوشت من بازي كرد. پدر او عاشق حاج علي اف “يوسف“ همان عاشق مشهور و دلاور آذربايجان شوروي سابق است كه به خاطر گرايشهاي اسلامي به دست بلشويكهاي كمونيست شوروي شهيد شد و جالب است اگر بدانيد مادر بزرگ مادرم نيز همان “قدم خير“معروف است كه در جنگ با انگليسيها حماسه ها آفريده است و دلاوريهاي اين شيرزن افسانه اي قصه هميشگي و بي پايان شبهاي دراز زمستان عشاير لرستان و مناطق كرد نشين و اصيل است .به ياد او اسم مادر مادرم را نيز “ قدم خير “ مي گذارند تا ياد وخاطره او براي هميشه زنده بماند .

و پدرم نيزحجت الاسلام والمسلمين سيد شاهمراد موسوي معروف به سيد كرمانشاهي همرزم شهيد واحدي كرمانشاهي ، يار و ياور هميشگي رهبر و بنيانگذار فدائيان اسلام حضرت شهيد سيد نواب صفوي رحمة الله عليه است. در زمان سلطنت نفس عماره در سال 1347 در سن 22 سالگي چون علاقمند به ادامه تحصيل بودم بنا بر توصيه دوستان پدرم به نام مستعار و غير حقيقي در دانشگاه تهران اسم نويسي كردم كه از گزند ساواك در امان بمانم ،ولي در اوائل سال 1348 درسال دوم “علوم سياسي“ بعلت فعاليت هاي مستقيم سياسي در تير اندازي حكومت شيطاني شاهنشاهي بالاخره شناخته شده و مجبور به فرار و ترك دانشگاه شدم . چون از نظر شكل و شباهت ظاهري شباهت بسيار نزديكي به شهيد حضرت نواب صفوي داشتم و اين مطلب را سازمان امنيت كه به ساواك معروف بود مي دانست ، به كمك دكتري جراح كه محرم و از دوستان نزديك پدرم بود تغيير چهره و روش مبارزاتي دادم ، با بلند شدن موي سر كاملا به هيئت دراويش در آمده و در نزديكيهاي آبشار دربند شميران اطاقي اجاره كرده و بانام مستعار درويش جاويدان زندگي دوباره اي را شروع كردم ، دوست همرزمي داشتيم به نام شيخ احمدي كه در همان زمان از چنگ ساواك گريخته و به محل جديد من پناه آورده بود به علت تغيير ظاهري در وحله اول موفق به شناخت من نشد ، تاكه خود به او گفتم من همان سيد مصطفي هستم ، اگر او در ايران و در كنار من مي ماند بي گمان هر دو شناخته و دستگير مي شديم ، بعد از چند هفته پذيرايي و پيدا كردن آرامش خودش گفت كمكم كن تا از كشور خارج شوم ، من به ياد مرحوم شهيد “باباخاني“ افتادم كه آزاد مرد و حر صفتي بود و در قصر شيرين زندگي مي كرد ، بعدها او هم بوسيله ساواك دستگير و زنداني شد و تا پيروزي انقلاب همچنان در زندان ماند ، چند مدتي هم در زندان با مرحوم زنده ياد آيت الله طالقاني رحمت الله عليه هم سلول بود در اثر لطمات و شكنجه هاي سختي كه ديده بود چند ماه بعد از پيروزي انقلاب لذت پيروزي را نچشيده به شهداي اسلام پيوست . 

به او گفتم من از طريق مرتضي بابا خاني تورا به نجف اشرف مي رسانم ، تو هم قول بده هر جا كه مي تواني از من رد پا بگذاري بگذار و همه جا شاع كن سيد مصطفي موسوي تو هستي ، تا اگر ساواك كوچكترين بويي از تغييرات من برده باشد توجهش به سوي تو و كارهاي تو جلب شود تا من بتوانم با اين حركت جديد مبارزاتي كه حركتي فرهنگي و هنري است در صورت امكان كاري كنم و شيخ احمدي هم الحق آنچنان در نقش خود و من ماهرانه بازي كرد كه ساواك را بدنبال خود تا نجف اشرف و جبل عامل لبنان كشاند.

شاهنامه خوان قصه نخوان ، علي گويم علي جويم ، دوتا چشم سياه داري ، بزن اي ني زن ، سوگندم ، درويش پولي نيست ، باباكوهي ، چيني بند زن ، هو يا علي مدد ، درويشم و درويشم ، علي آمد اسم اعظم ، زورخانه بسته ، من خد را دیده ام و ديگر سرودهايي كه در آن زمان اجرا شد واكنش هاي مستقيم و غير مستقيم من بودند كه در برابر رژيم منحوس گذشته از خود نشان داده و به يادگار گذاشتم . با پيروزي انقلاب من هم چون ديگر عزيزان از زندان دلهره وترس دائم از ساواك آزاد شدم ، ولذت پيروزي بيقرارم كرده بود ، با مدد ياور هميشگي مبارزنستوه و اهل نور و قلم استاد عزت الله كريمي پدر زور خانه و فتوت و جوانمردي كه هم اكنون مدير و صاحب امتياز نشريه “رخصت پهلوان“ است و استاد حسين چتر نور شاعر و نويسنده نامدار كشور و مرشد معروف فلامرز تهراني سرود هاي امام آمد ، دكتر شريعتي ، تختي قهرمان ، آيت اله طالقاني  وچند شعر و غزل زورخانه اي اجرا كرديم . با شروع جنگ تحميلي نيز با سرودهاي برادرم رفته به جنگ “پستچي“ شهيد بي كفن جنگ زده ، كوچولو ، خاك وطن ، آرزوي شاعر ، تفنگ ، ياران ، يا محمد ، عموي روستا نشين ، وطنم ايران ، سر ماي دار ، مرتضي علي و ديگر سرودهايي كه الان يادم نيست چند مدتي مشغول بودم . چون پدرم در همان اوائل جنگ به جبهه رفته و خانواده را به من سپرده بود و آنوقت مشغول جذب نيروهاي ستاد بسيج عشايري استان كرمانشاه در خدمت سپاه پاسداران در چم امام حسين عليه السلام بود . بالاخره طاقت نياورده خانواده را به خدا سپرده و بعنوان يك بسيجي ساده و گمنام به نزد پدرم رفتم ، پدر خيلي تمايل داشت در كنار او بمانم ودر كارها به وي كمك كنم ، مدتي هم ماندم اماداغ فراق و ياراني كه به شهادت مي رسيدند برايم فوق العاده سنگين كشنده و طاقت فرسا شده بود وچون مي دانستم با مشورت پدر به نتيجه نخواهم رسيد واو نخواهد گذاشت به خط مقدم و خط حمله بروم بدون مشورت و حتي خدا حافظي با پدر به جبهه “ دهلران “ كه شب وروز بمباران مي شد و بنا به علتهايي در آنزمان نيرو كم داشت رفتم ، اما در سومين روز ورودم در اثر شدت انفجار موج  شش سال تمام به نوعي بيماري نسيان و فراموشي افتادم ، تا عاشوراي سال 1369 مادرم كه ارادت خاصي نسبت به سرور شهيدان عالم آقا امام حسين عليه السلام دارد و از وضعيت و حال من خيلي دلتنگ و بي طاقت شده بود ، به آقا امام حسين “ع“ مي گويد : اگر شفاي پسرم را امسال هم ندهيد من ديگر پا به مجالسي كه با نام مقدس و قشنگ توبر پا مي شود نخواهم گذاشت . و ماجراي شفاي من خيلي شنيدني و خاطره انگيز است . در اين مدت شش سال اين مادر خداشناس و فداكار كه جانم و هرچه دارم فداي او باد به اميد اينكه ديدن ساز، ساز مورد علاقه ام مرا به خود آورد ، آنرا روبروي من به ديوار آويزان مي كند وشش سال تمام انتظار مي كشد. تا آنروز معجزه آسا كه روز تاسوعاي حسيني بود ، صداي يا اخا ابوالفضل با ضربات سنگين طبل و سنج به وضوح شنيده مي شد ومن مانند كسي كه از خوابي بسيار سنگين و طولاني بيدار شده باشد بودم ، متوجه سازم شدم كه به ديوار ، آويزان بود واز مادرم كه با سيني چاي وارد اطاق شده و به طرف من مي آمد با تعجب پرسيدم مادر اين ساز من است چقدر خاك گرفته است ، جلدش كجاست؟ و هنوز حرفم به آخر نرسيده بود كه مادر ناله اي كرد و با سيني چاي نقش بر زمين شد، در اثر ضربه افتادن مادر و ايجاد سروصداي سيني چائي ،خواهرم هراسان و سراسيمه وارد اطاق شد و وقتي كه متوجه اتفاقي كه افتاده است گرديد در حاليكه پيوسته اشك شوق مي ريخت مرا متوجه ساخت كه بيچاره مادر شش سال تمام در انتظار چنين معجزه و روزي بوده است كه من خود را و سازم را به ياد آورم ودر اين مدت تنها يار و ياور و تنها مونس و غمخوارم بعد از خدا همين مادرعزيز و دوست داشتني بوده است .....خلاصه اينكه با بهبودي و سلامت كامل در سال 1370 مشغول نوشتن نمايشنامه تابلو موزيكال “ وحدت جهاني حيوانات “ شدم . در اين نمايشنامه هر حيواني سمبل يك كشور بود ، فيل هندوستان ، روباه انگليس ، شتر عربستان ، خرس شوروي ، پلنگ مظهر بلند پروازي آمريكا ، واسب سفيد يادآور ايران هميشه نجيب و هميشه مظلوم سراسر تاريخ ، نمايش در مورد حفظ محيط زيست و زنگ خطر لايه “ ازن “دور مي زد و اولين تئاتر تابلو موزيكال ايران اسلامي بعد از انقلاب بود . با كارگرداني و شركت خودم در نقش اسب سفيد به مدت دو ماه در تئاتر قلهك در مجموعه ورزشي تفريحي شهيد چمران به روي صحنه آمد و مورد استقبال عموم به ويژه فرهنگيان و دانشگاهيان قرارگرفت ، ومن دراين تولد دوباره در اثر محبت و تشويق هنر دوستان به شوق و وجد آمده ونمايشنامه ديگري به اسم شب نشيني ميوه ها نوشتم و در نظر داشتم ضمن اينكه تماشاگر را با خواص دارويي ودرماني ميوه ها آشنا كنم بصورت “طنز “ درامي جهاني را درباره نظم نوين جهاني و تك قدرتي دولتي قلدررا به نام آمريكا بصورت تمثيل و اشاره بطور غير مستقيم به نمايش بگذارم كه با كار شكني و بد گويي عده اي از خدا بيخبر كه در همه جا ودر هر لباسي هستند ،حتي در لباس هنري ودرگيري لفظي با برادر خوشرو معاونت پيشين وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كه به مدت سه سال مرا خانه نشين كرد ،گرچه اين خانه نشيني بي حكمت وبي بركت نبود زيرا توانستم طراحي اوليه هفت كاست موسيقي را با نام “هفت سلام جاويدان “كه اولين آن به نام سلام بر بسيج است و دومين آن سلام بر عرفان وسومين سلام بر مادر ، چهارمين سلام بر شادي ،پنجمين سلام بر انتظار و مهدي موعود“عج“، ششمين سلام برولايت وهفتمين سلام برمحمد “ص“خاتم پيامبران را انجام دهم ،اگر خدا ياري كند و عمري باقي باشد اجراي قطعي و نهايي اين هفت سلام مستلزم سالها تلاش گروهي است كه مدتي است با  همفكري و همكاري دوستان بسيار صميمي شروع شده است ونيز نمايشنامه ديگري به نام “عشق حافظ “ نوشته ام . مدتي پيش هم بوسيله دوستي مهربان به قسمت آفرينشهاي ادبي حوزه محترم هنري معرفي شدم واولين برنامه هنري من پس از سه سال دوري از صحنه در هيئت يك خواننده محلي “درجرگه ي عشاق “ ويژه استان كرمانشاه در فرهنگسراي بهمن و وتالار انديشه حوزه هنري ظاهر شدم وباز سعادت داشتم كه به دعوت برادر مهندس شبرنگ سرپرست خانه فرهنگ كوثر در منطقه 12 شهرداري تهران به مناسبت هفته دولت يادواره دو شهيد بزرگوار شهيد باهنر و شهيد رجائي در صحنه روباز آمفي تئاتر پارك خواجوي كرماني در سه شب پيا پي ظاهر شده ،اوج حرمت و احترام را از امت هنر دوست و صميمي حزب الله ببينم كه جزئيات آن به تاريخ 19/6/76 در روزنامه خبر درج شده است . 

 

 

برای دانلود روی اهنگهای زیر کلیک کنید

 

دلبر     چیه     دل بي قراره      چراغ منزل      خنده ها      شاد و خندان

اين دل      هركس به كسي مينازه      شعر خيام      به به به اين دل      شيرين زبون

 

برای دانلود روی اهنگهای زیر کلیک کنید

 

درويش     باباكوهي     واسه خاطر تو بود     خانقاه     چيني بند زن

عمو صالح    یمبوسنه     براي هميشه     روز ميشه شب     تك درخت     بوي آزادي

 

برای دانلود روی اهنگهای زیر کلیک کنید

 

درویشم و درویشم    حق گويم        علی آمد       اي ياد تو       لااله الاهو

زندگي        همه شب        پشت و پناه        اسم اعظم

 

 

برای دانلود روی اهنگهای زیر کلیک کنید

 

من خدا را ديده ام        كجائيد        رسول مهرباني        خدا پرستان        با خدا باش        وطن من

يا مرتضي علي        مهر علي        سرور علي       پير و جوان       نام علي بيجا مبر

 

برای دانلود روی اهنگهای زیر کلیک کنید

 

پستچي          روز جنگه          خودشناسي          جبهه به جبهه        تکسوار

معراج          ني زن          آرزوي شاعر          خواب گران          كوچولو          سرمايه دار

 


 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع جاویدان | لینک ثابت


بیوگرافی حسن عرب

 

برای دانلود روی نام اهنگ کلیک کنید

افسانه

فیروزه قشنگه

خرمای بغداد

افسوس

دنیا

اشتباه

شراره

شکوه

آخه دلم شکسته

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع حسن عرب | لینک ثابت


بیوگرافی اشتیانی

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع اشتیانی | لینک ثابت


بیوگرافی شاهرخ

 

 

شاهرخ در سن ۱۲ سالگی به استخدام تالار رودکی تهران و گروه کر ملی ایران که توسط آلفرد   مالرویان رهبری می شد و همچنین در اپرا مشغول به فعالیت هنری شد. شاهرخ در سن ۱۱ سالگی مادر جوان و مهربانش را در بستر بیماری از دست میدهد و سه سال بعد نیز پدر بزرگوارش نیز مرحوم می شود (روحشان قرین رحمت و شادی باد).شاهرخ در همان دوران نوجوانی در دامان خواهر نه چندان بزرگتر خود تربیت و پرورش یافت و از سن نوجوانی فراگیری نت و سلفژ را آغاز کرد و زیر نظر استاد پور تراب در هنرستان ملی موسیقی ایران آموزش دید همچنین به مدت ۵ سال زیر نظر استاد کازاتو که معلم لوچیانو پاوراتی خواننده معروف اوپرای جهان بودند آموزش اپرا دید.

شاهرخ که یکی از سولیستهای موسیقی اپرا میباشد و صدای او نیز تنور باریتون (زیر یا نازک و بم یا کلفت) است قطعات بزرگ دنیا را توسط سلیستهای بزرگ دنیا که به ایران دعوت میشدند در فرهنگ و هنر اجرا کرد.شاهرخ در سن ۱۴ سالگی ترانه دوست دارم را به دنیای موسیقی پاپ ارائه داد که مورد تشویق و حمایت جوانان و مردم قرار گرفت ،نام دومین ترانه وی شبا بی تو و بعدی نیز راه بیفت نام داشت و در سریال غریبه ترانه ای به همین نام اجرا کرد که به مدت ۲ سال هر شب از شبکه یک صدا و سیما پخش می شد و بدین ترتیب با استقبال مردم از ترانه هایش ،وی در همان سنین جوانی به یکی از خوانندگان مطرح موسیقی ایران تبدیل شد.محل زندگی شاهرخ اطراف خیابان نواب و میدان محمد رضا شاه سابق یعنی شمال غربی تهران بود و در دبستان بامشاد و دبیرستان مروی تحصیل نمود و تحصیلات موسیقی خود را در تالار رودکی و تاتر جام باربد گذرانید و همینطور معلم خصوصی آواز نیز به منزلشان می آمد.

وی در کنار تحصیل و فرا گیری آواز و موسیقی به ورزش بوکس نیز بسیار علاقه مند بود و به باشگاه بوکس نیز جهت تمرین در این رشته می رفت تا جائی که در سن ۱۸ سالگی در مسابقات بوکس قهرمانی کشور شرکت نمود و به دو دلیل که یکی نا داوری در مسابقات و دیگری تاثیر منفی ضربات این ورزش بر روی صدایشان ،این ورزش را ترک نمود.شاهرخ در سال 1975 جهت ادامه تحصیل موسیقی و فعالیت در ارکستر فلارمونیک شهرلس آنجلس به آمریکا مهاجرت کرد وی پس از زنده یاد ویگن دومین هنرمند آواز خوان مقیم لس آنجلس می بود (البته آقای ویگن به دلیل اختلافی که با خانواده سلطنتی داشتند به اجبار ترک وطن کرده بودند).شاهرخ در هنگام آغاز انقلاب در ایران ،به وطن باز میگردد تا در کنار خانواده خود باشد و شب قبل از ورود خمینی به ایران به آمریکا کوچ می کند و تا به امروز از دیدن وطن محروم میشود.شاهرخ هنرمند وطن پرست و آزادی خواه در شهر فرشتگان با گرفتاری فراوان کار حرفه ای خود یعنی موسیقی و آواز را دوباره ادامه میدهد و با گروه موسیقی اصیل ایرانی به نام عشاق آلبوم عشاق ۲ ،که از کارهای جاویدان عارف قزوینی می باشد را ارائه میدهد و بعد نیز آلبوم عتیقه ، من و تو ، عروسی ، ماه شب چهارده ، عروسک شکستنی ، لعبت ، آهو ، کاکلی ، خونه ، عریضه و چهار یا پنج آلبوم مشترک به همراهی هنرمندانی همچون ابی و شهرام و مسعود فردمنش به نامهای: هیچ کجا ایران نمیشه ، شاه گل ، حکایت چهارم و.... را ارائه میدهند همچنین دو آلبوم از ترانه هایی که در ایران خوانده بودند نیز به نامهای کولی و غروب را دوباره ارائه می دهد که بیشتر آهنکهای این آلبومها توسط شاهرخ ساخته شده است.

شاهرخ در شهر فرشتگان ازدواج می کند و حاصل این ازدواج دختری زیبا بنام ملودی (دانلود ویدئو کلیپ لالائی با حضور ملودی شاهید) می باشد که وی نیز علارقم نوجوان بودنش به موسیقی علاقه مند است و نوازنده موفق یک  نوع ساز بادی می باشد، شاهرخ در اوایل ورودش به آمریکا به جهت ضبط آلبوم هایش تصمیم به تاسیس یک استودیو در محل زندگیش نمود که نام استودیو ملودی نام دارد و در حال حاضر مشغول ضبط آهنگهای چندین آلبوم میباشد از جمله آلبوم بسیار زیبای ترانه باران که به زودی ارائه خواهد شد.

یکی از صداهای مورد علاقه شاهرخ در موسیقی اصیل ایرانی،صدای استاد شجریان و در موسیقی پاپ ،صدای شادروان فرهاد مهراد و  از فعالیتهای مورد علاقه شاهرخ تنظیم و ضبط موسیقی در استودیو و پرورش گل و نگهداری از پرندگان و  گربه در حیاط منزلش میباشد.این تنها گوشه ای از بیوگرافی این هنرمند بزرگمان شاهرخ بود که بازگو شد.

 

 

اهنگ شعرهای عاشقانه

دانلود آهنگ


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع شاهرخ | لینک ثابت


بیوگرافی ازیتا

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع ازیتا | لینک ثابت


بیوگرافی پوران

 

 

فرح دخت عباس طالقاني (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوايل دهه 30 است و به واسطه او جذب خوانندگي شد

 او ابتدا با نام بانوي ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوري) با نام بانو شاپوري و سرانجام با عنوان پوران به كارش ادامه داد. او موسيقي را از شاگردي استاد شاپوري شروع كرد. پوران فعاليت در سينما از ۱۳۳۹ آغاز كرد، برخي از فيلم هايي كه او در آن ها نقش آفريني كرده عبارتند از: ستارگان مي درخشند، عمو نوروز، طلاي سفيد، گرگهاي گرسنه، لاله آتشين، آقاي قرن بيستم، اشكها ولبخندها، دنياي پول، حاتم طائي، گدايان تهران و توفان بر فراز پاترا

همسر دوم پوران آقاي روشن زاده بود كه ايشان و آقاي بهمنش از بهترين مفسران ورزشي ايران بودند، پوران از ايشان داراي 2 فرزند به نام هاي اميد و آرزو شد. مشهورترين ترانه بهاري را او خواند. شايد هم معروف ترين ترانه نوروزي را. گل اومد، بهاراومد، من ازتو دورم... 15 نوروز ايران، با ترانه او آغاز شد و يا ادامه يافت: 41 تا 56.

 

براي يك دهه كامل و شايد هم بيشتر، بي رقيب ترين خواننده شاد ايران- به سبك خود - بود. در سال هاي غمگين پس از 28 مرداد، اگر با مرا ببوس مي گريستند، با صداي پوران از غم فاصله مي گرفتند.

پوران در دهه 1330 مشهورترين خواننده روز ايران شد و در دهه 40 نيز اين شهرت را براي خود حفظ كرد. او اين راه بلند را خيلي كوتاه طي كرد. از سال 1330 خواند و از سال 1331 با نام مستعار بانو ناشناس وارد راديو ايران شد. بخت و استعداد خود را در چند فيلم هم آزمايش كرد، از جمله فيلم اول هيكل. بدرستي، كس ندانست چرا از شوهرش شاپوري ويلونيستي كه آهنگساز ترانه هاي او نيز بود جدا شد، اما با روشن زاده تا آخرين لحظات مرگ ناگهاني اش ماند

كمتر مي شد حدس زد پوران روزي از فيلتر تنگ برنامه گل ها نيز عبور كند و صدايش براي گلها ضبط شود، كه شد! آنها كه دستي توانا در ترانه سرائي و آهنگسازي داشتند و دارند، هركجا از خاطرات خود گفته و نوشته اند، وقتي به پوران رسيده اند بدون لحظه اي ترديد از استعداد كم نظير او براي اجراي تصنيف و ترانه، گوش تيز او براي گرفتن سيلاب هاي ترانه و آهنگ و آشنائي كامل او به ضربآهنگ ها ياد كرده اند. ريتم را خوب مي شناخت و استادانه نيز مراعات مي كرد.

آهنگ زندگی از پوران

لینک دانلود در 4shared

 

آهنگ کمتر زن شانه از پوران و ویگن

لینک دانلود در 4shared

 

از او كه در آغاز دهه 60 گرفتار بيماري بي درمان سرطان شد و براي بستن چشم بر جهان، خود را به ايران رساند تا در وطن به خاك سپرده شود، اجراي ترانه هاي بسياري باقي مانده است، اما حيف است اگر از ترانه اي ياد نشود كه مي گويند تا آخرين دوراني كه هنوز مي توانست زمزمه كند، هرگاه مي شد و مي خواست آن را با نفسي كه بيرون مي آمد و كوتاه بود زمزمه مي كرد:

چشماي من ميل به گريه داره

مي خواد بباره

دل نمي دوني كه چه حالي داره

چه حالي داره

غصه بجز گريه دوا نداره

خدا نداره

...

هرچي تو دنيا غمه

مال منه

روزي هزاربار

دل من ميشكنه

دل ديگه او طاقتا رو

نداره

خدا، نداره

پشت سرهم

داره بد مي آره

خدا مي آره

از اين اجرا، مي گويند ضبطي وجود دارد كه پوران ديگر نفس خواندن بلند آن را ندارد، اما چنان مسلط آن را مي خواند كه به گله اي آهنگين مي ماند. پوران در سال 1369 زماني كه براي ديدن نوه اش به ايران آمده بود به علت ابتلا به بيماري سرطان درگذشت و در امام زاده طاهر كرج به خاك سپرده شد.

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع | لینک ثابت


بیوگرافی فرشته

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع فرشته | لینک ثابت


بیوگرافی پریسا

 

 

در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم.

آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، كه ايشان براى آغاز كار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كردند. ولى كار آموزش من زير نظر مستقيم ايشان و تا سال‌ها پس از آغاز كار حرفه‌اى ادامه داشت.

همكارى من با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامه‌هايى در تلويزيون اجرا كردم و كنسرت‌هايى در تهران و بعضى شهرستان‌ها و نيز همراه با گروه‌هاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرت‌هايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كردم. تصور مي‌كنم اين كنسرت‌ها بين سال‌هاى 1347 تا 1352 بوده است.

در سال 1352 ازدواج كردم و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايه‌گذارى شده بود، به همكارى دعوت شدم و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شديم.

به اين ترتيب همكارى من با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفه‌اى من بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيف‌هاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كردم.

مجموعه فعاليت‌هايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرت‌‌هاى متعدد در خارج از كشور.

در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا»1 به دعوت «بنياد ژاپن»2 به كشور ژاپن سفر كردم كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى»3 منتشر شده است.

در سال 52 ازدواج كردم و فرزندانم سارا، ليلا و دارا به ترتيب در سال‌هاى 53، 58 و 63 متولد شدند. اكنون دختر بزرگم ازدواج كرده و صاحب دو دختر است.

بعد از انقلاب، در سال‌هاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى من به ناچار متوقف شد و با به دنيا آمدن فرزند دوم و سومم تمام توجه و وقت من صرف خانواده‌ام گرديد. در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از من دعوت كرد كه در آن مركز به خانم‌ها آواز ايرانى تعليم بدهم. با توجه به اين كه خانم‌ها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر مي‌رسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانستم و دعوت را پذيرفتم.

فكر مى‌كنم سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كردم و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى من با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شديم و كنسرت‌هايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كرديم، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت.

همكارى من با مركز، پس از بازگشتم به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودم ادامه دادم. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور من براى شركت در فستيوال‌هاى مختلف بين‌المللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقه‌مندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت.

دانلود یک آهنگ از پریسا

 

دانلود ترانه تنها تو بمان


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع پریسا | لینک ثابت


بیوگرافی احمد معینی

 

 

برای دانلود اهنگها روی نام اهنگ کلیک کنید

 

زن بابای بد من

جوانی

نیش و نوش دنیا

عشقمو رد کردی

درد دلم درمون نداره

به یاد جوانی

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع احمد معینی | لینک ثابت


بیوگرافی سوسن

 

 

 

 

بیوگرافی زنده یاد سوسن

 سوسن زنی با شخصيت بود و هيچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و

هميشه يار مستمندان بود. او در تأسيس چند پرورشگاه سهيم بود. او

سرپرستی چندين کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با ديدن

هر فقيری اختيارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بين

آنان تقسيم می نمود. او درد فقيری و نداری و بی کسی و زندگی

پرورشگاهی را چشيده بود. سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد

ارديبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شيرين. نام پدرش ابراهيم نام مادرش

بلقيس بود. بعد از از دست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش

هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.

به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشين دودی

آن زمان به آواز خوانی می پرداخت و دخترک بيچاره پول جمع می کرد.

مردم به سوسن که دارای چشمان ريز و کم بينش دلسوزی می کردند

بيشتر پول می دادند مادر او که در مديحه سرايی و ذکر علی علی و

حسين حسين مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان

در کاروانسرايی در بازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت

بيماری وبا با زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه

می گفت در همسايگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی

وقتها سوسن را با خود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو

تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از

وضعيت سوسن مطلع شد و پس از درگيری کار آنان به کلانتری کشيد. آن

روز سوسن ۱۲ سال بيشتر نداشت و با توضيح وضعيت و شرح حال خود از

آن عمه ناتنی توسط پليس وقت جدا شد و به يک پرورشگاه در خيابان

مولوی سپرده شد .

کم کم پا به عرصه خوانندگی و تقليد ترانه های دلکش و قمر و ملوک

ضرابی پرداخت و با نام ويکتور در يک کافه با شبی پانزده تومان

مشغول به کار شد و پس از چندی رشيد مردای آهنگساز کوچه بازار با

او آشنا شد و او را به کافه ديگری برد و نام هنری سوسن را برای

او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن

نداشت به کمک رشيد مردای و يار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می

کرد. پس از سال ها توسط جميله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر

پايش باز شد و تا آنجا پيش رفت که توانست در شکوفه نو يکی از

کاباره های مهم آن زمان تهران، جايی برای خود باز کند. آقا رضا

سهيلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری

کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پايش به راديو باز شد و

سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنين توسط زنده ياد پوران

وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جميله باعث شد که جميله

هم بتواند به دربار رفت و آمد نمايد. در بيشترين مهمانی های تاج

الملوک مادر محمدرضا شاه او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در

يک مهمانی فرح همسر شاه گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای

قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدايايی از مادر

شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زيادی داشت ولی در موقع فرار از

ايران قاچاقچيان در ترکيه مقداری از آن را ربودند.سوسن پس از

انقلاب توسط يک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شميران

نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از

نگهداری سوسن صرفه نظر کند. بدين ترتيب سوسن مجبور شد پس از

اقامت مدتی در گيشا و پس از آن به علت گرانی جا نزديک به چهار

راه سيروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که

کارهای تئاتر روحوضی های قديم را اجرا می کرد هم خانه شود و پس

از دستگيری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد

که ديگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طريق کوه

به ترکيه و سپس لندن و بعد به آمريکا مهاجرت کرد و در ۱۴

ارديبهشت ۱۳۸۳بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست. روانش

شاد

 

برای گوش دادن به اهنگهای سوسن روی نام اهنگ کلیک کنید 

01_دوستت دارم

02_خودم کردم که لعنت بر خودم باد

03_آخ به دلم

04_الاکلنگ و تیشه

05_انگشتر

06_کلاه مخملی

07_دختر دیوونه

08_به من بگو

09_گلی بچین و برو

10_خدا نگهدار

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع سوسن | لینک ثابت


بیوگرافی مازیار

 

 

چهره‌ها- جواد بيژني:
تفاوت مازيار با خوانندگان پاپ هم‌نسلش، علاقه به ايران و موسيقي زادگاهش بود.

بعضي خواننده‌ها فقط با يك كارشان جاودانه مي‌شوند و با همان يك اثر مي‌توانند نسل‌هاي مختلف را درگير كنند.

ترانه «ايران ايران» مازيار نمونه خوبي براي اين‌جور قطعه‌هاست و در اهميت آن همين بس كه حسين زمان ـ كه خود اين ترانه را دوباره اجرا كرده ـ گفته است كه وقتي سال‌59  براي تحصيل در آمريكا به سر مي‌برده، با شنيدن اين آهنگ منقلب شده، به ايران برگشته و به جبهه رفته است.

جالب است كه اجراي اين قطعه به سال 57 و 26 سالگي مازيار بازمي‌گردد. در اين چند سال  4 آلبوم «گل گندم»، «کودک قرن»، «كبوتر» و «ماهيگير» از او در دسترس بود كه اولي بدون اجازه او و دومي‌پس از مرگش در 44 سالگي منتشر شد. پس از گذشت يك دهه از مرگ مازيار، تازگي‌ها آلبوم «تنهايي» از او به بازار آمده است.

«شک نکنید من یک روز خواننده معروفی خواهم شد.» اين جمله را سال‌ها پيش در  نيمه دوم دهه 40، عبدالرضا کياني‌نژاد ـ دانش‌آموز دبيرستاني در بابل ـ در جمع دوستانش گفته بود.  چند روز بعد وقتي آشناي آهنگساز يكي از همين بچه‌ها، سراغ جوان لاغري را گرفت كه جلوي دوچرخه دوستانش نشسته بوده و با صداي مبهوت‌كننده‌اي مي‌خوانده، همه به اعتماد به نفس  دوستشان ايمان آوردند.

مسابقات هنري دانش‌آموزان فرصت خوبي براي عرض‌اندام اين نوجوان خوش‌صدا بود؛ طوري‌كه در يكي از اين مسابقات كه به داوري استاد محمد نوري برگزار مي‌شد، او توانست رتبه اول را بين دانش‌آموزان سراسر كشور از آن خود كند. اما اينها براي رسيدن به معروفيت كافي نبود. تهران مثل هميشه شهري وسوسه‌‌انگيز براي استعداد‌هاي جوان بود؛ براي همين جوان شهرستاني  به تهران سفر كرد تا در فضاهاي حرفه‌اي  خودي نشان دهد.

بالاخره جهانبخش پازوكي ـ آهنگساز و ترانه‌سرا ـ تصادفا در يكي از اجراهاي او حضور داشت و با شنيدن صدايش پیش‌قدم شد و به اين هنرمند جوان پیشنهاد همکاری داد. نکته جالب اینکه حتی اسم هنریِ مازیار را همين آهنگساز براي او انتخاب كرد.

اولین کار جهانبخش پازوکی و مازیار با عنوان «آرزوی فردا» (... همه گفتن، همه رفتن اما من/ با یه دنیا آرزو جا موندم...) تهیه و منتشر شد. استقبال فراوان مردم از اين ترانه، افق تازه‌ای از فعالیت حرفه‌ای در برابر مازیار جوان گشود.

حاصل همكاري پازوكي و مازيار، ترانه‌های ماندگاری مثل« ماهيگیر»  و «کبوتر»  شد که حتی پس از گذشت بیش از 3 دهه از زمان ساختشان، هنوز شنوندگان  از پخش آنها در صداوسيما استقبال مي‌كنند.

بعدها براي او زمینه مساعدی برای همکاری با اساتید آهنگساز آن دوران همچون بابک بیات، محمد شمس، عماد رام، ناصرچشم آذر، تورج شعبانخانی و... فراهم شد. 

 

 

mahigir

zem zeme

khaste

meraj

paeez

gharib

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع مازیار | لینک ثابت


بیوگرافی مرضیه

 

مرضیه نام هنری اشرف السادات مرتضایی خواننده ایرانی است.

او در سال ۱۳۰۵ در تهران بدنیا آمد. پدر و مادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل

مجسمه ساز و نقاش وموسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص او را تشویق 

به خواندن کرد و در همه دوران زندگی‌اش از او پشتیبانی می‌کرد.

 

وی در مصاحبه‌ای درباره خود گفته‌است:

«درزمانی که خانواده‌های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم می‌فرستادند پدر من با وجود ‌که یک فرد روحانی بود مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتی که من آغاز به خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه‌ای می‌داشت و هم دانش کلاسیک موسیقی و هم چنین یک صدای خوب. در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای او را تائید می‌کردند و همچنین تئوری موسیقی را باید بخوبی می‌دانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم.»

مرضیه در سال ۱۹۴۲ (۱۳۲۲ شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار در یک تاتر که

 نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا می‌کرد (تئاتر باربد) در نقش شیرین بازی کرد.این نمایش ۳۷

 شب روی صحنه بود که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و با استقبال زیاد مردم مواجه شد.

مرضیه به سرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای

 رنگارنگ که برنامه‌ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند مرضیه در حدود ۱۰۰۰ آواز دردوران شکوفایی

 هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود.

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع مرضیه | لینک ثابت


بیوگرافی حسین موفق

 

 

ترانه یاد اون روزا به خیر با صدای حسین موفق

 

 

 ابرام غزل خوان

دانلود آهنگ


 

نوشته شده توسط سعدی در ساعت موضوع حسین موفق | لینک ثابت



دانلود